<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <channel>
      <title>پایگاه رسانه‌یی روزگار، انواع ادبی </title>
      <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/</link>
<image><url>http://www.rouzgar.com/images/rssv.gif</url><title>www.rouzgar.com</title><link>http://www.rouzgar.com/</link><width>150</width><height>105</height></image>
      <description></description>
      <language>fa</language>
      <copyright>Copyright 2012</copyright>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

      
      <item>
         <title>شعری به شکل شراب با رازها و سرخوشی‌ها و گیرندگی‌هایش</title>
         <description><![CDATA[رابله شاعر بزرگ قرن شانزدهم فرانسه، تنها یک کالیگرام نوشت: بطری خدا  La Dive Bouteille که آن را در پنجمین  کتاب شعرش به همین نام چاپ کرد. کالیگرام فارسی زیر برگردان این  تنها کالیگرام رابله است. شعری که شکل شراب دارد با رازها و سرخوشی‌ها و گیرندگی‌هایش.
باخوس خدای شراب است. شاعر از جنگ و ریا و ترفندهای ریز و درشت خسته است. او حتا وقتی از فتح و نبرد حرف می‌زند باز از خدای شراب می‌پرسد تا پاسخ درست و راست بگیرد. شراب خدا (DIVE BOUTEILLE) اینجا هم به معنی شراب خدایی و هم شراب دبش است. پس ما هم این شعر زیبا را بنوشیم به سلامتی صلح و صداقت.&nbsp;
برای آشنایی مقدماتی با تاریخچه‌ی کالیگرام در شعر غرب و مشاهده‌ی چند  کالیگرام از آپولینر به مقاله‌ی زیر نگاه کنید: &lt;a href="http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/01/0001]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/02/000169.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/02/000169.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">فرانسوا رابله</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">کالیگرام</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">رضا اسپیلی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>زنی پیر به دریا نگاه می‌کند</title>
         <description><![CDATA[زنی پیر به دریا نگاه می‌کند
صندلی‌یی نشسته / زنی پیر روی آن / پاها در دریا / دریا، ماه، زن، صدف / ساکت نگاه می‌کنند / ماه کورسو می‌زد / در دریا افتاد / دریا ماهی دارد / و موج‌های رازگونه / دریا دریا نیست / رویای زنی است / و آنها که رویایش را می‌بینند / دریا دیگر دریا نیست / شده است این زن / که نشسته نگاهش می‌کند.
 
&nbsp;]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/02/000168.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/02/000168.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">ورونیک سُژه (Véronique Sauger)</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">کالیگرام</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">رضا اسپیلی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>کالیگرام، شعر ذخیره (Calligrammes En Stock)</title>
         <description><![CDATA[آنچه در پی می‌آید نوشته‌ی مختصر اما مفیدی است درباره‌ی کالیگرام با نگاهی بیشتر به آثار آپولینر. تا آنجا که ما می‌دانیم پیش از این در مورد این شیوه‌ی شعرنویسی بحث چندانی در مطبوعات ایران صورت نگرفته و شعرهای در قالبِ کالیگرام سروده شده هم به زبان فارسی برگردانده نشده‌اند. مقاله‌ی حاضر همچنین به قلم موسیقی‌دان و شاعر فرانسوی، ورونیک سُژه است که چنان‌که ملاحظه می‌شود حس این‌ گونه‌ی نوشتاری را که ویژه‌ی شعر این کشور است به خوبی منتقل کرده. از سوی دیگر این کوته‌نوشت سرآغاز انتشار مطالب دوزبانه در روزگار است. ما می‌کوشیم تا آنجا که می‌توانیم این شعرهای ناب را ترجمه کنیم و این ارتباط فرهنگی را ادامه دهیم.
&nbsp;
کالیگرام، شعر ذخیره
تو را می‌شناسم ]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/01/000166.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/01/000166.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">ورونیک سُژه (Véronique Sauger)</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">کالیگرام</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">گیوم آپولینر</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">رضا اسپیلی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>این نیز بنگذرد</title>
         <description><![CDATA[&nbsp;
دریغ، دریغ، هر سال با نوروز تازه می‌شود و بی برفی زمهریر ما را سنگین‌تر می‌کند
زمان دیگر مگر فریب معنایی ندارد
و گشت و واگشت طبیعت هیچ ربطی به آدمی؛
تکراری که نو می‌شود
سرمای باستانی ماست
&nbsp;
اما از شما چه پنهان
من هم به روی خود نمی‌آورم
«سال نو مبارک!»
نه مگر شاعرم من، فریبکار بزرگ!
۲۶ اسفند ۱۳۹۰&lt;]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/01/000164.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1391/01/000164.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">رضا اسپیلی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>حقیقت مرز نمی‌شناسد</title>
         <description>مصاحبه‌گر: ورونیک سُژه،موسیقی: »چنین گفت زرتشت» از ریچارد اشتراوس، «کرشمه» از حسین دهلوی، و اثر بداهه‌ی ضرب از محمدرضا مرتضوی
آن‌چه در پی می‌آید مصاحبه‌ی رادیو فرانسه، فرانس موزیک است با شاعر ایرانی، رضا اسپیلی، که تابستان امسال از این رادیو پخش شد. از آنجا که این مصاحبه به زبان فرانسه است، در اینجا به شرح کوتاهی از آن می‌پردازیم:
اسپیلی ابتدا در پاسخ به سوالی درمورد موسیقی و آواهای کودکی‌اش از جنگ و شکسته‌شدن دیوار صوتی توسط هواپیماهای عراقی سخن گفت و درضمن تنفر خود را به این وسیله از جنگ و جنگ‌افروزی اعلام کرد. سپس در مورد سانسور گسترده و غریب در ایران، به‌ویژه سانسور پیش از چاپ کتاب و سانسور پیش از اقدام هنرمند در هر زمینه‌یی از کارش توسط دولت گفت اما به همین بسنده نکرد و از سانسور گسترده در تار و پود جامعه‌ی روشنفکری ایرانی هم سخن گفت....</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/12/000162.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/12/000162.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">ورونیک سُژه (Véronique Sauger)</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">رضا اسپیلی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>سه شعر از میثم روایی دیلمی</title>
         <description><![CDATA[مویه
&nbsp;
گفتن
کاهشِ تن
وقتی که ارتفاع
یک زنده‌گی ست
و پنجره، یک دهان.
&nbsp;
و آن‌که می‌گوید
پهنایِ پَست را
از ارتفاع
یک نقطه می‌بیند؛
بر نقطه، جست‌وجوی نهایت
یک واژه می‌شو]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/12/000160.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/12/000160.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">میثم روایی‌دیلمی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>سال پرندگان</title>
         <description><![CDATA[فرارسیدن سال نو میلادی فرصتی در اختیار ما گذاشت تا به این مناسبت بینندگان خود را با برنامه‌ی پرمخاطب رادیو موسیقی فرانسه، Le contes du jeur et de la nuit کارِ ورونیک سُژه، آشنا کنیم. این برنامه که معنای آن به فارسی می‌شود «قصه‌های روز و شب» ترکیبی است دل‌انگیز و به‌خوبی تنظیم شده از شعر و موسیقی. لازم نیست حتما با زبان فرانسوی آشنا باشیم تا لطف و ملاحت این هماهنگی را دریابیم. در این برنامه‌ها هماهنگیِ شعر و موسیقی، این دو هنر گرانقدر، به‌خوبی رخ می‌نماید و ترکیب این دو با اجرای موثر ورونیک سُژه لذت ناب پنج دقیقه نفس کشیدن آزاد را به‌همراه دارد. (این برنامه را هر روز با شعر و موسیقیِ نو می‌توانید اینجا یشنوید) شما را با پنج دقیقه دو هنر تنها می گذاریم.
&nbsp;
&lt;p style="margin-bo]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/10/000157.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/10/000157.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">ورونیک سُژه (Véronique Sauger)</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>تخیل ازبندرسته‌ی هاروکی موراکامی</title>
         <description><![CDATA[آن‌چه در پی می‌آید مقاله‌یی است گزارش‌گونه از سفرِ ادبیِ یکی از شیفته‌گان آثار هاروکی موراکامی نویسنده‌ی موفق و غریب ژاپنی، به‌منظور دیدار با او. نویسنده‌ی این سفرنامه کوشیده‌است تا تصویرسازی‌هایش تا حد ممکن به نوشته‌های شگفت موراکامی نزدیک باشد. درنتیجه خواننده با تعابیر غریبی همچون « معادل معنوی احساس عطسه کردن» روبه‌رو می‌شود که افزون بر آن‌که به بهترین نحوی ما را با سبک نوشتاری موراکامی آشنا می‌سازد، نمایان‌گر جذابیت خیالپردازی‌های موراکامی است نزد نویسنده‌ی این متن. شما را با خواندن این گزارش که پیش از هرچیز شرح اشتیاق و شور به داستان و داستان‌سرایی و تخیل ادبی است، تنها می‌گذاریم.
روزگار
&nbsp;
تابستان امسال در حالی که می‌شود گفت غرق در آثار هار]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/1390/10/000154.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/1390/10/000154.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">مائده میرزایی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">هاروکی موراکامی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">سفرنامه</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">سم اندرسون</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>سه شعر از محمد زندی</title>
         <description><![CDATA[دو نیمکره
دو گور به فاصله‌ی دو شیر آببه فاصله‌ی چند کاج زردبه فاصله‌ی چند سنگ قبر
دو گور که زنیسنگش را جارو می‌کشد مدامشب‌ها و روشن با لباس سفیدو دو گور که مردیروی سنگ خودغسل می‌کند با لباس عریان
دو نیمکره در سرمزنی جارو می‌کشدمردی مدام غسل می‌کند
&nbsp;
در امتداد چرخ‌ها
زیر چرخ‌ها پر می‌گشایمکه سرای راه را گرفتهو ]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/10/000152.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/10/000152.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">محمد زندی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>شب گرگ</title>
         <description><![CDATA[مرد تکان تندی خورد. بیدار شد و ناباورانه به آسمان نگاه کرد: تاریکی سنگین بود و هوا خف و ستاره‌ها ریز و دور و کم سو، انگار چشمان گله‌ای گرگ سیاه.
نرمه‌بادی هم نمی‌وزید و گیسوان بلند بید را در گوشه حیاط نمی‌آشفت.
رو انداز را کناری زد و نشست .
«ها سیاوش...؟!»
زن بود که گفت و روی دست نیم‌خیز شد.
«بی‌خوابی زده به سرت؟»
مرد چنگی به مو های آشفته‌ی خود کشید و پلک‌های پف کرده‌اش را با پشت دست مالید.
«نه... خواب دیدم... خواب بدی»
&lt;p style="margin]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/story/1390/07/000149.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/story/1390/07/000149.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">خسرو دلاور</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>آزادی در سرانگشت</title>
         <description><![CDATA[شعرهایی از رضا اسپیلی، فایل صوتی، اجراشده در رادیو فرانسه، برنامه‌ی Contes du jour et de la nuit به مناسبت نوروز ۱۳۹۰، با ترجمه و صدای Véronique Sauger و صدای شاعر در پس‌زمینه.
Poems by Reza Espili, audio file, performed in Radio France, "Contes du jour et de la nuit", in occasion of Iranian Nowrouz, translated and read by V&lt;span class="Apple-style-span" ]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/06/000148.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/06/000148.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نوروز</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">ورونیک سُژه (Véronique Sauger)</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">رضا اسپیلی</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>این فیلم نیست!</title>
         <description>دود. دود. همه‌جا دود. دود  غلیظ و چربی در هوا پخش شده بود. مردم دهانشان را بسته بودند و جز دود چیزی میان  آن‌ها نمی‌گذشت. سراسر خیابان در مهی چرک فرو رفته بود؛ حتا رنگ‌های شادِ پشتِ  ویترین‌ها هم در این مه گرفتار بودند. اعلامیه‌‌های حراجِ وسایل منزل به خاطر  مسافرت به خارج، پوسترهای انتخاباتی با عکس‌هایی که چشم‌هاشان را در آورده بودند،  پوستر‌های فیلم‌های سینمایی روی هم چسبانده شده، اعلامیه‌های کلاس‌های کنکور با  وعده‌ی قبولی صد در صد برای همه‌ی داوطلبان و... همه در زیر قشری از این دود غلیظ  محو و ناخوانا و کهنه شده بودند.
اتوبوسی گذشت و دودِ دست  اول سیاه و بدبویی از خود پس داد. کودکی با کیف مدرسه بر دوش، سرفه‌ی شدیدی کرد و  در کنار درخت خشکیده‌ای که میوه‌های رنگارنگش خاموش و روشن می‌شدند، بالا آورد. زنی  دلواپس کیف مدرسه‌ی کودک را از پشتش باز کرد. زیر بغلش را گرفت و با خود برد. چهار  کارگر شهرداری با سطل‌های آب و ظرف‌هایی پر از مایع پاک کننده، نرده‌های کنار  خیابان را می‌شس...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/story/1390/05/000147.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/story/1390/05/000147.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">علی‌اشرف درویشیان</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>سه شعر از پل الوآر</title>
         <description><![CDATA[من پشت دیواری وحشت‌ناک زاده‌شدم
خوردم٬ خندیدم٬ رویا دیدم و شرمساری کشیدم
چون سایه‌یی زندگی کردم
و با این‌همه توانستم خورشید را به آواز بخوانم
خورشید کامل٬ خورشیدی که در هر سینه
نفس می‌کشد
و در همه‌ی چشم‌ها قطره‌ی قطرانی می‌درخشاند
&nbsp;
□□□
&nbsp;
این زمانه‌ی حقیر
به کام بی‌گناهان نیست
&lt;p style="margin]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/05/000146.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/05/000146.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">پل الوآر</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">امیرحسام تهمتن</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>شش شعر از شیرکو بی‌کس</title>
         <description><![CDATA[پند
چیزهای بسیاری هستند
که می‌پوسند،
فراموش می‌شوند و
می‌میرند
مثل: تاج و عصای مرصع و تخت پادشاهان!
چیزهای بسیاری هم هستند
که نه می‌پوسند
نه فراموش می‌شوند
و نه می‌میرند
مثل: کلاه و عصا و کفش‌های «چارلی چاپلین».
&nbsp;
نوشتن&lt;]]>...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/04/000145.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/poetry/1390/04/000145.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">مریوان حلبچه‌یی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">شیرکو بی‌کس</category>
        
      </item>
      
      <item>
         <title>ابله</title>
         <description>چند روز پیش یولیا واسیلیونا، پرستار کودکان‌ام را به اتاق مطالعه‌ی خود فرا  خواندم. می‌خواستم مساله‌ی مالی خود را با او حل کنم.
به او گفتم:
ـ بیا بنشین  یولیا واسیلیونا. باید حساب و کتاب مالی‌مان را حل کنیم. اطمینان دارم که به مقداری  پول نیاز داری، ولی تو همیشه به تعارف برگزار می‌کنی و هیچ‌گاه تقاضای پول نمی‌کنی.  خوب بگذار ببینم؛ ما توافق کردیم که ماهی سی روبل به تو بدهیم؛ درست می‌گویم؟
ـ چهل روبل  آقا.
ـ نه، سی روبل.  من همه چیز را یادداشت می‌کنم. و همیشه به یک پرستار سی روبل می‌دهم. خوب حالا  بگذار ببینم، تو تاکنون دو ماه برای ما کار کرده‌ای.
ـ نه آقا،...</description>
         <link>http://www.rouzgar.com/literaryforms/story/1390/02/000142.php</link>
         <guid>http://www.rouzgar.com/literaryforms/story/1390/02/000142.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">آنتون چخوف</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">اسد عظیم‌زاده</category>
        
      </item>
      
   </channel>
</rss>

