کدکس سرافینیانوس
.Copyright© 2010-2013 rouZGar.com. All rights reserved | نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است.
این نیز بنگذرد
بهاریه‌هایی از رضا اسپیلی

 

دریغ، دریغ، هر سال با نوروز تازه می‌شود و بی برفی زمهریر ما را سنگین‌تر می‌کند

زمان دیگر مگر فریب معنایی ندارد

و گشت و واگشت طبیعت هیچ ربطی به آدمی؛

تکراری که نو می‌شود

سرمای باستانی ماست

 

اما از شما چه پنهان

من هم به روی خود نمی‌آورم

«سال نو مبارک!»

نه مگر شاعرم من، فریبکار بزرگ!

۲۶ اسفند ۱۳۹۰

 

ابری شده‌ام که می‌ریزد بر زمین

سرد و سفید و پرپرکی

نه، مهی شده‌ام گسترده بر زمین

آلوده‌ی خیسی و پنهانکی

یا خود خزانی شده‌ام

در سال‌ها بهار الکی

سال نو را به تو تبریک می‌گویم

با یک عدد لبخند مصنوعکی

شادم که تو هم مثل منی

یک موجود گه دروغگوی بی‌مصرفکی

 

۲۶ اسفند یک سال دیگر خرکی

 

این نیز بنگذرد


غم چاره‌یی جز غم ندارد

سال به سال گران‌تر می‌شود

سال که تازه می‌شود

کهنه‌ی مکرری بیش نیستیم

هرچه نو بیرون از ماست

ما، غم مژه سفید، ما، غم زال!

یک سال دیگر باز هم مبارک!

سال بیرون باز هم بهار و بلبل و طرف چمن

سال تو باز هم فریب، باز هم دروغ، سال باز هم همه با هم...

شهر از بوی دهان‌ها آلوده ست

خفه کرده ما را، باز هم اما دهان همه بو می‌دهد

 

این نیز بنگذرد

ما وقتی از خود می‌گذریم

حتا نگاهی هم به خودمان نمی‌اندازیم

و مسابقه‌ی با خود، همیشه باختن است

به تخممان باخته‌ایم

مبارک است!

Top