/
نظر خوانندگان برای:
علی‌اشرف درویشیان
لب ایوان، زیر برق آفتاب نشسته بودند. بفرینه به سینه‌ی مادر تکیه داده بود. زن او را محکم در میان زانوان خود گرفته بود. موهای طلایی بفرینه، در زیر دندانه‌های شانه، نرم و صاف بر پوست مهتابی گردن و دوش‌اش پاشیده می‌شد. با هر شانه موها، پیاله‌پیاله روی هم چین می‌خوردند: «آی گوشم! گوشم را کندی!» «چه شد؟! لابد گوش تو از کاغذ ... ادامه
w w w . r o u Z G a r . c o m
 شما وارد صفحه‌ای فرعی شده اید. درست تر این است که تمام لینک‌های مربوط به هر صفحه را در خود همان صفحه اجرا کنید تا در یک باکس نمایش داده شوند.
.Copyright© 2020 rouZGar.com. All rights reserved | نقل مطالب، با "ذکر ماخذ" مجاز است.
  Close
 نظر خوانندگان این صفحه: